شير على خان لودى
63
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
خود داشت . خطبهء نورس كه در علم هندى تصنيفكردهء سلطان مذكور است ، او نوشته ، و دستگاه سخن به جايى رسانيده كه امروز خيالبندان روزگار همه معتقد اويند . روزى در مجلس شيخ ناصر على سرهندى ، كه در خيالبندى دعوى ارجمندى دارد ، مذكور شعراى سلف در ميان آمده بود ، گفت : بر روى زمين بهتر از ظهورى نيامده ، شخصى گفت : چرا اينچنين مىفرماييد ، يكى از قدما شيخ نظامى گنجهايست كه سخن او به فهم ظهورى هم نرسيده باشد . ناصر على گرمشده ، گفت : مگو ، بلكه ظهورى آن سخن را قابل فهميدن ندانسته باشد ؛ امّا به اعتقاد مؤلّف اين اوراق اگر بالفرض و التّقدير اين حرف راست هم بوده باشد ، بر زبان آوردنش خالى از بىباكى و ترك ادب نيست ، بيت : بزرگش نخوانند اهلِ خرد * كه نامِ بزرگان به زشتى برد اگر هزار سال ظهورى و ديگر زمانيان ، تلاش كنند آن قبوليّت و اعتبار كه بنا بر تصفيهء باطنى و كمال استعداد به آن مردان خداى حاصل بود ، نيابند ؛ بلكه از همين نخوتهاست كه سخن ارباب فضول با همهء پركارى و نازكى بر دلها مؤثّر نيست . فىالجمله قطعهء ظهورى كه به شيخ فيضى ، ملكالشّعراى جلال الدّين محمّد اكبر پادشاه ، نوشته بود ، مشهور است . و اين غزل از آن رقعه است ، گويند شيخ فيضى جوابش نتوانست فرستاد : از دَم تيغِ نگه تن به طپيدن دهيم * سرمهء حيرت كشيم ديده به ديدن دهيم از روشِ جلوهاى آه به راه افكنيم * وز خَلِشِ غمزهاى خون به چكيدن دهيم بند نقابى كشيم تيغ و ترنج آوريم * يوسفِ يعقوب را كف به بريدن دهيم از خس و خارِ رهى جَيبِ گلستان كشيم * برگ گل و لاله را نوكِ خليدن دهيم فرق ببرديم پيش زخم نگه داشت دست * در پس زانوى حيف لب به گزيدن دهيم گوشهء دامان آه مانده تهِ كوه ضعف * اسب سبكگام را پاى دويدن دهيم كُنگُرِ ايوان وصل گرچه ندارد كمند * نالهء شبگير را تارِ رسيدن دهيم بهر تماشاى حسن در ره شاهين عشق * فاختهء عقل را بالِ پريدن دهيم توبهء پرهيز را كرده شكستن درست * محضر ناموس را زيبِ دريدن دهيم آمده نزديك لب حرفِ كسى دور نيست * گر بُن هر موى را گوشِ شنيدن دهيم چشم نشد چهرهخيز ديده به صيقل بريم * رام نشد وحشيى دل به رميدن دهيم محمل دل در حرم پاى به دامان كشيد * بُختىِ امّيد را سر به چريدن دهيم بخت ظهورى به جِد دامن دولت گرفت * بازوى اقبال را زورِ كشيدن دهيم شيخ فيضى - كنيتش ابو الفيض بود و خطابش فيّاضيست . پسر شيخ مبارك مهدويّه و